لوس شدن کودکان

بچه های لوس محصول چه نوع دیدگاهی هستند؟
هیچ یک از ما دوست نداریم بچه ای لوس داشته باشیم؛ بچه ای که بدخلق، خود محور، پرتوقع و بی ملاحظه باشد. حالا ببینیم چه چیزهایی بچه ها را لوس می کند و چه چیزهایی لوس نمی کند.
وقتی من بچه هایم را بزرگ می کردم، دیگران به من می گفتند اگر نگذارم بچه ام گریه کند یا زیاد بغلش کنم، لوسش کرده ام. خوشبختانه من به این حرفهای بی معنی اعتقاد نداشتم.
بچه با محبت دیدن لوس نمی شود. بچه ها به مهر و محبت، به اندازه آب و غذا نیازمندند. مسأله، در تعریف ما از عشق و محبت است.
اگر ما هر چیز مادی که بچه ها می خواهند در اختیارشان قرار بدهیم، به آنها عشق نورزیده ایم. والدین اغلب فکر می کنند وقتی بچه هایشان را با اسباب بازیها و فعالیتهایی که آنها طلب می کنند اشباع سازند، به آنها عشق ورزیده اند، اما نتیجه واقعی چنین برخوردی با بچه ها چیست؟
سه پیامد منفی لوس کردن بچه ها از طریق مادیات


۱- پرورش رفتارهای اعتیادآور:
کودکان به اشباع شدن با چیزها و کارهایی که منشأ بیرونی دارند (و نه اشباع از درون با مهرورزی و خلاقیت) معتاد می شوند. بسیاری از ما افراد بزرگسالی را می شناسیم که به ولخرجی و سایر فعالیتها برای پر کردن خلأ درونی شان معتادند. آنها وقتی مضطرب هستند، به جای این که با منشأ استرس برخورد کنند، سعی می کنند بر احساسشان با رفتارهای اعتیادآوری چون پول خرج کردن، تماشای تلویزیون، غذا خوردن و مانند آن سرپوش بگذارند.
وقتی اسباب بازیهای زیاد، برنامه های زیاد، غذاهای خیلی خوب برای بچه های خود فراهم می کنیم، یا اجازه می دهیم زیاد تلویزیون تماشا کنند، به آنها عشق نورزیده ایم، بلکه تنها به آنها یاد می دهیم که معتاد شوند.

۲-  بی اعتنایی به نیازهای دیگران
اغلب والدین در حالی که چیزها و موقعیتهای زیادی را برای بچه هایشان فراهم می کنند، نیازهای خودشان را انکار می کنند. این که شما تسلیم همه توقعات بچه بشوید، به خصوص اگر از خواسته های خودتان صرف نظر کنید، به معنای عشق ورزی به بچه ها نیست. وقتی شما دایم تسلیم بچه می شوید و نیازهای خودتان را انکار می کنید یا ندیده می گیرید، بچه ها یاد می گیرند که نادیده گرفتن نیازهای دیگران و آدمی لوس و پرتوقع بودن، مجاز است. احتمالاً اگر شما با رعایت حال و ملاحظه خودتان از بچه ها توقع نداشته باشید که ملاحظه شما را بکنند، بچه ها هم یاد نمی گیرند که ملاحظه شما را بکنند. آنها یاد می گیرند که با شما طوری برخورد کنند که شما با خود رفتار می کنید.
بنابراین، نادیده گرفتن خودتان، محبت به فرزندانتان نیست. وقتی به خود احترام نمی گذارید، به فرزندانتان می آموزید که افرادی بی اعتنا به دیگران باشند و حرمت نگهدار نباشند.

 

۳-  کسب اعتماد به نفس از طریق تأیید اطرافیان
یکی از مهمترین مشکلات جامعه این است که کودکان می آموزند که اعتماد به نفس خود را از طریق تأیید دیگران در مورد ظاهرشان، تعداد اسباب بازیها و قیمت لباسهایشان به دست آورند. فقط در صورتی که والدین به جای ارزش گذاشتن بر ظاهر و اموال بچه ها به آنها نشان دهند که به کیفیتهای درونی آنان- از قبیل همدلی، خلاقیت، دلسوزی، شادی، شور و شوق زندگی- اهمیت می دهند، بچه ها یاد خواهند گرفت که اعتماد به نفس و احساس خود ارزشمندی خویش را به تأیید دیگران وابسته نبینند. اعتماد به نفس حقیقی، از باطن انسان نشأت می گیرد، از آن جا سرچشمه می گیرد که واقف باشیم به این که ارزش ما به خاطر آن چیزی است که هستیم نه به خاطر ظاهرمان یا کاری که می کنیم. متأسفانه، جامعه مادی گرا، اعتماد به نفس و محبوبیت انسان را به نگاه تأییدآمیز دیگران درباره ماشین، خانه و لباس افراد گره می زند.
بدین ترتیب، وقتی فرزندمان را با اشیای مادی لوس می کنیم به خاطر داشته باشیم که خودمان باعث می شویم بچه ها ارزش وجودی خود را به تأیید دیگران وابسته و مرتبط ببینند؛ در حالی که می توان به بچه ها عشق ورزید بدون آنکه لوس شوند.
عشق یعنی پذیرش بچه ها به خاطر آن چیزی که واقعاً هستند. عشق یعنی درک، دلسوزی و همدلی.
بزرگترین هدیه ای که می توانید به فرزندانتان بدهید، این است که به خاطر وجود و باطن آنها برایشان ارزش قائل باشید. این عشق واقعی است و هیچ شئ مادی نمی تواند جایگزین آن شود.

این بچه چقدر لوس شده
در هفته های اول تولد کودک این سؤال پیوسته مطرح می شود، موقعی که بچه در فاصله بین وعده های غذایی به جای این که آرام بخوابد سروصدا راه می اندازد، موضوع لوس شدن او مطرح می شود شما او را بغل می کنید و راه می برید و گریه او موقتا هم که شده قطع می شود به محض اینکه او را سر جایش می گذارید گریه اش شروع می شود. اما بهتر این است که در دو سه ماه اول و یا حتی شش ماه اول در مورد لوس شدن او نگران نباشید چون احتمالش زیاد است که بچه به این کوچکی موقعی که گریه می کند واقعا دردی دارد اگر هنگامی که بلندش می کنید آرام می شود احتمالا به خاطر این است که حرکت و فشار گرمی که آغوش شما به شکم او می آورد باعث می شود که موقتا هم که شده درد یا انقباض شکم خود را فراموش کند.
چیزی که بچه ها در طول این دوره یاد می گیرند این است که آیا به دنیا اعتماد بکنند یا نه. اگر نیازهای آنها را فورا و عاشقانه برآورده کنیم احساس خواهند کرد که دنیا جای خوبی است که در آن معمولا اتفاقات خوبی رخ می دهد و تجربه های بد از بین می رود. یک روانشناس مشهور معتقد است که این احساس اعتماد به جهان، هسته مرکزی شخصیت کودک را می سازد. بنابراین پاسخ به این سؤال که آیا یک بچه کوچک لوس می شود؟ تا زمانی که بچه به سنی نرسد که سؤال کند چرا نیازهای او برآورده نمی شود (احتمالا در ۹ ماهگی) منفی است. به جای این سؤال بهتر است بپرسیم: چگونه می توان احساس اعتماد به دنیا را در کودکان به وجود آورد؟
در حدود شش ماهگی می توانید کمی به لوس شدن فرزندتان مشکوک بشوید. هنگامی که کودک شش ماهه می شود، دل درد سه ماهه (کولیک) و سایر ناراحتی های جسمی را پشت سر می گذارد طبیعتا عده ای از بچه هایی که در طول مدت دل درد دائما بغل می شدند و آنها را راه می بردند حالا به توجه دایمی عادت کرده اند. آنها می خواهند که دائما یک نفر آنها را بغل کند و راه ببرد مادری را در نظر بگیرید که حتی برای یک دقیقه هم طاقت نمی آورد که صدای گریه کودکش را بشنود و در تمام مدتی که او بیدار است، بغلش می کند و او را راه می برد در شش ماهگی به محض این که مادر، بچه را سر جایش می گذارد، کودک دست هایش را به طرف او دراز می کند و زار می زند. حالا انجام کارهای خانه تقریبا غیرممکن شده است مادر نمی تواند از این که کودکش دایم می خواهد در بغل باشد، احساس نفرت نکند ولی در عین حال طاقت گریه های او را هم ندارد. این وضعیت با وضعیت مادری که داوطلبانه کودکش را در آغوش میگیرد حتی اگر نق هم نزند او را از جا بلند می کند و همه جا با خود می برد فرق دارد. به نظر می آید نگرانی زیاد والدین به کودک منتقل می شود و او را ناآرام می کند و بیقراری کودک به بیزاری مادر منجر می شود و همه اینها جنگی بیهوده بین کودک و والدین را رقم می زند.
اما این سؤال پیش می آید که چرا پدر و مادر درگیر قضیه لوس کردن بچه شده اند؟ این قضیه معمولا در مورد بچه اول اتفاق می افتاد. برای اغلب مردم، بچه اول حیرت انگیزترین اسباب بازی دنیاست. ولی شادمانی تنها عامل توجه به کودک نیست پدر و مادر تمایل دارند آرزوها و ترس هایی را که درباره خودشان داشته اند به کودک اول تحمیل کنند. نگرانی و احساس ناآشنای مسئولیت کامل برای سلامتی و شادمانی موجودی بی دست و پا هم مزید بر علت است. گریه بچه برای شما حکم این را دارد که او با قدرت فریاد می زند یک کاری بکن. ولی شما معمولا نمی دانید بهترین کاری که می شود برای کودک کرد چیست. در مورد بچه دوم اعتماد به نفس شما خیلی بیشتر می شود و می دانید که به صلاح بچه است که گاهی به تقاضایش اعتنا نکنید و دیگر به خودتان تهمت سنگدل بودن نمی زنید و احساس گناه نمی کنید چون می دانید که کار درستی را انجام دهید.
بعضی از پدر و مادرها راحت تر از بقیه بچه هایشان را لوس می کنند و این نوع پدر و مادرها دلشان می خواهد راحتی و حقوق خود را فدای بچه کنند و هرچه را که می خواهد به او بدهند. بچه ها نمی دانند چه چیزهایی برایشان خوب است و طبیعتشان طوری است که باید از پدر و مادر راهنمایی بخواهند. این کار باعث آرامش آنها می شود وقتی که پدر و مادر تردید داشته باشند بچه ها ناراحت و بی قرار می شوند اگر به محض این که بچه گریه می کند پدر یا مادر با نگرانی او را از جا بلند و بغل کنند بچه ها هم خود به خود احساس می کنند که وضع خطرناک است و هرچه پدر و مادر دستورات کودک را بیشتر اجرا کنند بچه ها متوقع تر می شوند و آن وقت والدین احساس می کنند که برده بچه ها شده اند. مشکل اینجاست که وقتی پدر و مادر عصبانی می شوند احساس گناه می کنند و به بچه باج می دهند.
اما چگونه می توان لوسی کودک را درمان کرد؟ هر چه زودتر متوجه مسئله بشوید معالجه آن ساده تر است. این کار قدرت اراده فراوان و کمی سنگدلی می خواهد تا بتوانید به کودکتان «نه» بگویید و برایش محدودیت هایی را قائل شوید. برای این که روحیه خودتان را از دست ندهید باید یادتان بماندکه تقاضاهای غیرمنطقی و وابستگی بیش از حد کودک به پدر و مادر، در درازمدت به خود بچه ها بیشتر از پدر و مادرشان لطمه می زند و سازگاری آنها با خود و جهان پیرامونشان را مشکل می سازد بنابراین به خاطر مصلحت خودتان باید رفتار آنها را اصلاح کنید.
برای خودتان برنامه ریزی کنید و اگر لازم باشد حتی آن را روی کاغذ هم بیاورید. این برنامه باید طوری باشد که در هنگام بیداری کودک غالبا درگیر کار خانه یا کار دیگری باشید. این برنامه را با جدیت کامل اجرا کنید طوری که هم خودتان و هم فرزندتان تحت تأثیر قرار بگیرد. هنگامی که کودک نق می زند و دست هایش را به طرف شما دراز می کند با لحنی دوستانه ولی کاملا جدی بگوئید که باید چند تا کار مهم را انجام بدهید هر چند او معنی حرف های شما را نمی فهمد ولی لحن جدیتان را خوب تشخیص می دهد خودتان را کاملا با کارتان سرگرم کنید. اولین ساعات اولین روز از همه سخت تر هستند.
اگر مادر دور از نگاه کودک بایستد و خیلی کم حرف بزند، کودک زودتر متوجه تغییر می شود و آن را می پذیرد و همین باعث می شود که جذب موضوع و کار دیگری شود بعضی از بچه ها هم اگر مادرشان را ببینند و صدایش را بشنوند حتی اگر او بلندشان نکند و در آغوش نگیرد زودتر به وضعیت جدید عادت می کنند. هنگامی که کارهایتان را انجام دادید و برایش اسباب بازی آوردید و یا تصمیم گرفتید با او بازی کنید در کنارش روی کف اتاق بنشینید. بگذارید اگر دلش خواست در آغوش شما بنشیند ولی او را به عادت بغل شدن و این طرف و آن طرف رفتن برنگردانید. اگر هنگامی که کف اتاق در کنار او می نشینند دوباره شروع به نق زدن کرد به سراغ کارتان بروید و سرتان را به آن گرم کنید. شما دارید به کودکتان کمک می کنید که تحمل کردن را یاد بگیرد. اگر این کار را از زمان نوزادی به او نیاموزید بعدها که بزرگتر می شود مشکل بتواند آن را یاد بگیرد.

 

برگرفته از  Parentstalk.com  :
ترجمه: ندا رضوی

کودکستان و پیش دبستانی دانشگاه شیراز